هیچ کس نیست که برود و کارهایش زمین بماند

هیچ کس نیست که برود و کارهایش زمین بماندچه دوست داشته باشید چه نه هیچ کس نیست که برود و کارهایش زمین بماند. بعضی وقت ها وقتی احساس مهم بودن می کنید، وقتی نفس و نفسانیتتان گل می کند، وقتی همه نعمت ها و موهبت ها را ماندگار می پندارید، در چنین مواقعی فکر می کنید که شما شایسته ترین فرد موجود هستید، وقتی احساس می کنید که رفتن شما از مجموعه ای که در آن کار می کنید، حفره ای به جا می گذارد که نمی شود آن را پر کرد، کافی است این دستور العمل ساده را انجام بدهید تا ببینید که نفس سرکشتان چگونه رام رام می شود: سطلی را بردارید و آن را پر از آب کنید، دست تان را تا بالای مچ داخل سطل آب کنید، بعد دستتان را از آب بیرون بیاورید، اگر حفره یا سوراخی در آب باقی ماند، این نشان می دهد که بعد از رفتنتان چقدر جایتان خالی خواهد بود.

شما می توانید موقع وارد کردن دستتان در آب، هر قدر دلتان می خواهد آب به این طرف و آن طرف بپاشید، می توانید مانند قاشق چای خوری، آب را هر قدر می خواهید هم بزنید، اما طولی نمی کشد که بعد از دست کشیدن شما از این کارها، دوباره اوضاع سطل آب مثل قبل می شود.

درسی که از این مثال سست می توان آموخت، این است که در کارتان بهترین تلاشی را که می توانید، به عمل آوردید، از اینکه خوب و درست کار می کنید احساس غرور کنید، اما به یاد داشته باشید که هیچ کس نیست که برود و کارهایش زمین بماند.

 

برگرفته از کتاب افکار مدیریتی نوشته پرومد باترا و ویجی باترا ترجمه خلیل مشحون

افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.(صائب تبریزی)

افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.

مطالب پیشنهادی :

آموزش زبان بدن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *