پدیده وحشتناک زندگی زیر خط کش دیگران!

پدیده وحشتناک زندگی زیر خط کش دیگران!

متن زیر از استاد مجتبی لشکربلوکی هست که خیلی دوست داشتم تو سایتم باشه. حتما بخونید!

چرا ما (در زندگی شخصی یا در اداره سازمان یا کشورداری)، خودمان نیستیم؟ و چرا طعم زندگی اصیل را نمی چشیم؟ یکی از بزرگ ترین چالش هایی که گریبان ما را گرفته است  تصمیم گیری بر اساس استانداردها، ارزش ها، معیارها و راهبردهای دیگران است.

بگذارید چند مثال از زندگی شخصی بزنم؟
چرا این رشته را انتخاب کردی؟ – چون همه شاگرد زرنگ ها این رشته را می زدند؟ شناخت/علاقه هم داشتی؟ نه!
چرا دکتری گرفتی؟ چون همه اطرافیانم مرا به گرفتن دکتری تشویق می کردند؟ آیا بعد از گرفتن دکتری برای این رشته کاری هم هست؟ تحقیق نکرده ام!
چرا ماشین شاسی بلند خریدی؟ چرا آی پد خریدی؟ چرا مبلمان خانه ات را عوض کردی؟ چون: دیگران ….
چرا این مدل مو؟ این مدل لباس؟ چرا گیاه خواری؟ چرا این نوع موسیقی؟ چون دیگران ….

حال بگذارید چند مثال متفاوت بزنم:
اگر هنری فورد می خواست بر اساس استانداردهای صنعت کار کند، هیچگاه ماشین هایی که همه بتوانند آن را بخرند (ماشین های با قیمت متوسط) تولید نمی شد و ما همچنان روی گاری بودیم.
اگر علامه طباطبایی می خواست به حرف اطرافیانش گوش کند (که اصرار می کردند که به جای تفسیر قرآن به تدریس فقه و اصول بپردازد) هیچگاه تفسیر المیزان خلق نمی شد.
اگر استیو جابز می خواست بر اساس استانداردهای صنعت محصول کند، هیچگاه آی تیونز و آی پد به بازار معرفی نمی شد.
اگر سنگاپور می خواست همان مسیر چین را برود، هیچگاه ما شاهد چنین پیشرفت معجزه آسایی نبودیم.

پدیده زندگی زیرخط کش یعنی زندگی کردن بر اساس ارزش ها و معیارهای  و متر و اندازه گیری دیگران. یعنی دور انداختن خود و زندگی کردن دیگران! در این حالت من خودم را زندگی نمی کنم بلکه دیگران را زندگی می کنم.
ما دیگر دغدغه شخصی نداریم و بیشتر دغدغه تصویری داریم (دیگران در مورد من چه فکر می کنند)

پیامدهای منفی زندگی شخصی زیرخط کش دیگران چیست؟
☑️ اگر فرد مورد انتقاد قرار گیرد، به خودش شک می کند و براحتی بهم می ریزد.
☑️ هیچگاه به دغدغه های واقعی خود نمی پردازد.
☑️ آرامش فکری ندارند. هر روز صبح با فکر به این‌که مردم چه فکری در موردش می‌کنند بیدار می‌شود و هر شب هم با همین فکر به خواب می‌رود.
☑️ دچار دورویی و چندپارچگی وجودی می شود چون آنها زندگی نمیکند، فقط نقشی را ایفا میکند که دیگران به آنها داده اند. تبدیل می شود به یک بازیگر همراه با ماسکی که به چهره زده است.
☑️ استقلالش را از دست میدهد. فکرش حاوی نظرات دیگران است. دیگران برایش تصمیم می گیرند.
☑️ خلاقیتش از بین می رود چرا که زندگی اش تقلید و تکرار است

🎯سه استراتژی شخصی پیشنهادی:
برای مقابله با پدیده زندگی زیر خط کش سه استراتژی شخصی پیشنهاد می کنم:
1- به عمیق ترین ارزش ها و علایق خود به خوبی فکر کنید. کسانی که این کار را انجام می دهند به خوبی در موقعیت های تصمیم می دانند که چه چیزی را واقعا دوست دارند و چه چیزی را به خاطر دیگران می پسندند.

2- از متفاوت بودن و مخالف بودن نترسید. تمرین کردن این مهارت باعث می شود که شما با دیگران باشید اما از آنان نباشید. فراموش نکنید اگر دو نفر کاملا شبیه به هم شبیه باشند، یکی از آن ها اضافه است!

3- بدانید شما آنقدرها هم که فکر می کنید زیر ذره بین دیگران نیستید.  اگر بدانید مردم هزاران بار بیشتر به یک سردرد معمولی خود اهمیت می‌دهند تا به خبر مرگ من و شما … دیگر نگران نخواهید شد که درباره‌ شما چه فکری می‌کنند !

شما آزاد زاده شدید. خداوند شما را ويژه، یکتا و بی همتا آفریده است. ويژه و بی همتا بمانید در عین حال اینکه مسوول و اخلاقی هستید. با احترام به دیگران زندگی کنید اما دیگران را زندگی نکنید!

مجتبی لشکربلوکی، معلم دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *